آسیب اجتماعی چیست؟
آسیب های اجتماعی که به تعبیر بعضی از اندیشمندان حاصل و معلول مستقیم انقلاب صنعتی هستند، در اکثر جوامع وجود دارند و تاثیرات خود را می گذارند. اما آن چه جوامع مختلف را در این مورد از هم متفاوت می سازد، نوع نگرش این جوامع به علل به وجود آورنده آسیب ها و راهکارهای اصلاح وبهبود آن است. در مورد نگرش، آن چه مهم است این که این آسیب ها چرا به وجود آمده اند؟ آیا وجود آسیب ها در جوامع امری لازم وضروری است یا می توان جامعه ای بدون آسیب داشت؟ پاسخ به این پرسش ها مستلزم شناخت نظریه های مختلف جامعه شناسی و روان شناسی است که هرکدام سعی درتبیین مسائل ،آسیب ها وبحران های اجتماعی از نظر گاه های مختلف دارند.این دید گاه ها متاثر از باورهای سیاسی و اقتصادی هر جامعه است.
در مورد راهکارهای اصلاح وبهبود آسیب های اجتماعی هم نظرگاه های مختلفی وجود دارد.عده ای روش انکار و پرده پوشی را تجویز می کنند وعده ای دیگر به روش های پلیسی وسرکوب اعتقاد دارند. جوامعی هم وجود دارند که به این مسائل نگرشی علمی و منطقی دارند وسعی می کنند با قبول وجود این آسیب ها، علت آن ها را با استفاده از روش های علمی بشناسند و برای حذف یا به حداقل رساندن آن ها از روش های منطقی سود ببرند.این جوامع، آنهایی هستند که در آن ها انباشت علمی صورت گرفته و در اثر ارتباط با فرهنگ های مختلف به سطحی از آگاهی رسیده اند که به حق آزادی و برابری انسان ها و حق برخورداری تمامی انسان ها از حقوق مادی ومعنوی اعتقاد داشته باشند.
آن چه در مورد آسیب های اجتماعی در ایران می توان گفت این است که به وضعیت خاص سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه، آسیب های اجتماعی علاوه بر این که مسئله ای اجتماعی شمرده می شوند، بار ارزشی نیز دارند. یعنی یک آسیب که در یک جامعه ی با سیاست لیبرال، فقط یک جرم محسوب می شود، در ایران علاوه بر جرم بودن، گناه به شمار می رود. این نگرش خاص به مسئله ی اجتماعی باعث می شود که مجرم یا منحرف بیشتر از آن که جامعه و روابط حاکم بر آن را عامل انحراف خود بداند، خودش را گناه کار می بیند و این می تواند یکی دیگر از آسیب های فردی و اجتماعی باشد.
سیاست های اجتماعی هر جامعه ای روش های مختلفی را در برخورد با آسیب های اجتماعی پیشنهاد می کند.شیوه ی برخورد با این مسائل هم چنان که پیشتر گفته شد،ارتباط مستقیمی با این سیاست ها دارد.این سیاست ها را هم نهادهایی که در تمامی جوامع وجود دارد تعیین می کند.در جوامع مدرن امروز تمایل بر این است که این سیاست ها هرچه بیشتر توسط نهاد آموزش و پرورش و نهاد خانواده به جامعه تزریق شده و نهاد سیاست حداقل دخالت را در این امور دارد.اما در جوامعی که در آن ها نهاد سیاست قدرتمندتر است، این سیاست ها توسط این نهاد وضع و به جامعه دیکته می شود.تجربه نشان داده است که جوامع نوع اول در مهار بحران های اجتماعی موفق تر عمل کرده اند.چون مردم راهکارهای مقابله با آسیب های اجتماعی را وضع واز آن ها حمایت می کنند.اما در جوامعی که سیاست های اجتماعی را نهاد سیاست وضع می کند،لاجرم باید ضمانت های اجرایی آن ها را هم تعیین کند که در این حال استفاده از نیروهای حافظ قوانین و حامی نظام سیاسی مثل پلیس ضرورت پیدا می کند.
حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی نیزبه سیاست های اجتماعی مربوط است.دراین مورد نیز وقتی حمایت از آسیب دیدگان به طور کامل در اختیار نهاد سیاست قرار می گیرد،این نهاد از دیدگاه منافع خود به آن ها نگاه می کند،اما وقتی مردم یک جامعه به حمایت از این آسیب دیدگان می پردازند،بسیار عمیق تر و کامل تر عمل می کنند.چون مردم در متن این آسیب ها قرار دارند،آن ها را خوب می شناسند وبرای حمایت ازافرادی که دچار بحران هستند انگیزه های قدرتمندی دارند.
یکی از راهکارهای حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی،سازمان ها وتشکل های غیر دولتی است.این سازمان ها که در تمامی جوامع ریشه دارند در عصر کنونی کارکردهای مختلف و موثری پیدا کرده اند و نقش مهمی در حیات جوامع ایفا می کنند.سازمان های غیردولتی با تاثیرگذاری در وضع و اجرای سیاست های اجتماعی،در نقش های مختلفی مثل مشاور دولت،منتقد دولت وگاه حتی به عنوان بازوی اجرایی سیاست های اجتماعی دولتها فعالیت دارند.این سازمان ها با ویژگی های منحصر به فردی که دارند،امروزه به نماد حکومت مردم تبدیل شده اند و به نظر می رسد در هر جامعه ای که این سازمان ها فعال تر و گسترده تر عمل می کنند،آرمان حکومت مردم بر مردم دست یافتنی تر می نماید.
اجتماعی شدن فرایندی است که در آن هنجارها، مهارت ها، انگیزه ها، نگرش ها و رفتارهای فرد شکل می گیرد تا ایفای نقش کنونی یا آتی او در جامعه مناسب و مطلوب شناخته شود. در این فرایند، اکتساب و به کارگیری مهارت های اجتماعی و چگونگی برقراری ارتباط و تعامل با دیگران، یکی از مولفه های اصلی رشد اجتماعی بخصوص در بین کودکان و نوجوانان محسوب می شود. بنا به تعریف، مهارت های اجتماعی به رفتارهای آموخته شده و مقبول جامعه اطلاق می شود، رفتارهایی که شخص می تواند با دیگران به نحوی ارتباط متقابل برقرار کند که به بروز پاسخ های مثبت و پرهیز از پاسخ های منفی بینجامد مشکلات اجتماعی به موانع به وجود آمده در فرآیند انطباق و سازگاری نوجوانان با جامعه اشاره دارد. نوجوانان علاوه بر رشد جسمی و شناختی نیازمند هستند که از نظر اجتماعی نیز رشد کنند، روابط اجتماعی با همسالان و ادراک از خود عواملی هستند که در رشد اجتماعی نوجوانان نقش مهمی دارند، پژوهش هایی که در مورد روابط اجتماعی باهمسلان انجام گرفته، نشان می دهد که روابط ضعیف با گروه همسن با لگوی عمومی منفی ادراک از خود همراه است.
● عدم کفایت و ناتوانی در امور اجتماعی
نوجوانان در دوره بلوغ به دلیل رفتارهایی که در کودکی با آنها شده، و آموخته های اولیاء و دیگران در امور اجتماعی ناتوان هستند و برای انجام کارها با مشکلات زیادی مواجه می شوند و در ارتباط برقرار کردن با دیگران نیز احساس ناتوانی می کنند و این این نشأت گرفته از سخت گیری های بی مورد و بیش از حد اولیاء است که باعث این مشکلات می شود و نوجوان را آشفته و نگران می کند و باعث ترس و اضظراب نوجوان در این دوره مهم زندگی می شود. برای پیشگیری از این مشکل والدین می توانند از سخت گیری های بی مورد جلوگیری کنند و اجازه دهند فرد با گروه همسال خود ارتباط برقرار کند و مدتی از وقت خود را با آن ها بگذراند تا شاید از بروزاین مشکل جلوگیری شود.
● نگرانی از مواجه و ارتباط با مردم
نوجوان در دوره بلوغ از مواجه و ارتباط با مردم احساس نگرانی و ترس می کند و این هم به آموخته های اجتماعی فرد و کمیت و کیفیت رفتارهای او مربوط می شود و اگر والدین و نزدیکان به نوجوان در مورد اجتماعی شدن آموزش هایی بدهند این مسائل هیچگاه به میان نمی آید و نوجوان درگیر این مسائل و مشکلات نمی شود. والدین اگر از کودکی به اجازه دهند که در اجتماع باشد و با مردم ارتباط برقرار کند یعنی مثلا از او بخواهند که برای خرید به مغازه برود و در صورت امکان از او بخواهند که از مغازه های مختلف خرید کنند تا اجتماعی بودن را بیاموزند.
● ناتوانی در اجرای تصمیمات شخصی و ضعف نیروی اراده
نوجوان در این مرحله با ضعف نیروی اراده و ناتوانی در اجرا کردن تصمیمات شخصی خود مواجه است و تقریباً کم پیش می آید که تصمیمی را گرفته و بتواند آن را به خوبی انجام دهند. این مشکل به خود فرد برمیگردد که چگونه و به چه مقدار بر انجام یک کار مصمم باشد و بتواند نیروی اراده خود را تقویت نماید تا بتواند تصمیمات شخصی خود را به خوبی انجام دهد و بتواند در کارهای شخصی و اجتماعی خود پیشرفت کند.
● عدم علاقه به عضویت در گروه
نوجوان در دوره ی نوجوانی علاقه ای از خود برای عضویت در گروه نشان نمی دهند، مثلا اگر روزی معلم پرورشی به کلاس بیاید و به دانش آموزان بگوید که می خواهیم گروه سرود و نقاشی و ... تشکیل دهیم شاید در اول اغلب دانش آموزان استقبال زیادی کنند و همه به خاطر جو کلاس و دیگر عوامل محیطی آمادگی خود را اعلام کنند ولی وقتی که نوبت به ثبت نام و جمع آوری اسامی شد اکثراً دانش آموزان ابراز بی علاقه ای می کنند و حتی اصرار دوستان اجتماعی نیز تأثیر چندانی در ان ها ندارد. وادین می توانند برای جلوگیری ازاین مسائل و مشکلات نوجوان را تشویق کنند تا در گروه ها عضو شوند و با همسالان به کارهای مختلف بپردازند که اگر این کار از کودکی صورت گیرد نتیجه بهترو مؤثرتری می دهد و علاقه فرد به عضویت در گروهها بیشتر می شود و شاید بهترین مکان برای جلوگیری از این مشکلات مهد کودک ها است که در آن کودکان به گروههای مختلف تقسیم می شوند و سرودها و نمایش ها مختلفی را اجرا میکنند!
● احساس دشواری در رابطه برقرار کردن با همسالان
نوجوانان در دوره بلوغ و حتی قبل و بعد از آن در برقراری رابطه با همسالان خود مشکل دارند و نمی توانند با آن ها رابطه ی دوستی برقرار کنند که نمونه آن در مدارس دیده می شود طوری که مثلا دانش آموزان زرنگ و مستعد با دانش آموزانی که کمی در درس خواندن ضعیف تر هستند رابطه ندارند و نمی توانند با آنها ارتباطی برقرار کنند که این مسئله به رشد اجتماعی فرد مربوط می شود. اگر انسان رشد اجتماعی خوبی نداشته باشد نمی تواند به زندگی خود ادامه دهد چون موجودی اجتماعی است و نمونه اش در همین جا مشاهده می گردد که در کلاس درس به علت نداشتن رابطه دوستی با همکلاسان نمی تواند در کلاس راحت باشد و فقط برای رفع تکلیف به مدرسه می آید نه برای تحصیل و درس خواندن که این مسئله هم در ادامه باعث ایجاد مشکلات بیشت و سخت تری از جمله تجدید شدن و دیگر مشکلات تحصیلی می گردد.
● احساس ناتوانی در ارتباط کلامی با دیگران
یکی دیگر از جدی ترین مشکلات نوجوانان در دوره بلوغ، ناتوانی در ارتباط کلامی با اطرافیان و دیگران است و شاید بتوان گفت این مشکل یکی از جدی ترین مشکلات این دوره است که موجب مشکلات زیادی برای نوجوان می شود که نوجوان اگر درگیر نوع حاد این مسئله که شاید بتوان به آن بیماری هم گفت دیگر حتی در صحبت کردن با دیگران آن هم با تلفن دچار مشکل می شود و قادر نخواهد بود برای گفتن چیزی با تلفن صحبت کند و برای خریدن چیزی به مغازه ای مراجعه کند و مشکلاتی از این قبیل دچار خواهد بود. والدین می توانند برای پیش گیری از این مشکلب و کنترل آن به نوجوان اجازه دهند حرف های خود را بگوید و برای برخی از کارها مثلاً چانه زدن در فروشگاه برای خریدن یک کالا با قیمت کمتر از او هم کمک بخواهند و اجازه دهند که او هم حرف بزند و او از این هراس نداشته باشد که اگر حرفی بزند تحقیر خواهد شد و او را مسخره خواهند کرد چون مهمترین دلیل این مشکل ترس از مسخره و تحقیر شدن توسط اطرافیان است نه چیز دیگر.
● بحران هویت
مطالعات انجام شده در زمینه هویت نشان می دهد که هویت و دسترسی به آن برای برخی از نوجوان هم مثبت و مفید و هم توأم با شادی است. اما برخی از نوجوان در دسترس به هویت دچار یکسری مشکلات و بحرانها می شوند که در این زمینه باید به آنها کمک لازم ارائه گردد .
انواع هویت عبارتند از :
۱) هویت پراکنده: این گروه از نوجوانان تصویر مشخصی از هویت خود ندارند، انسجام هویت ندارند و نمی توانند تصویر خوبی از آینده شان داشته باشند.
۲) هویت تسلیم طلبی: دسته ای از نوجوانان مطیع افراد بزرگسال هستند و معمولاً در خانواده هایی رشد می کنند که اجازه استقلال و کسب تجربه به نوجوانان داده نمی شود.
۳)تأخیر در شکل گیری هویت: این گروه دارای تأخیر در شکل گیری هویت هستند، که بعد از گذراندن دوره تأخیر، راحت تر به هویت خود دست می یابند.
۴) پیشرفت هویت: نوجوانی که در هویت خود پیشرفت کرده، هویت منسجم ، مناسب و کافی را به دست آورده و در دوره جوانی، هویت انسجام یافته ای پیدا می کنند.
با توجه به این چهار نوع هویت، مسئله بحران و مشکل هویت، اکثراً در گروهی که دارای پراکندگی هویت، تسلیم طلب و تأخیر یافتگی هویت می باشند، وجود دارد .
در خانواده های مستبد، اجازه فاصله گرفتن به نوجوان داده نمی شود و در نتیجه، هویت تسلیم طلبی پیدا می کنند، هویتی که انعطاف پذیر نیست و در برابر مشکلات و ناملایمات زندگی دچار بحران و سردرگمی می شود. این نوجوانان نمی توانند به استقلال دست یابند.
در جوامع صنعتی و باز، نوجوان باید به سئوالات بسیاری پاسخ دهد و نوجوان برای شناخت خود به زمان زیادی نیازمند است. بنابراین، هویت در این جوامع دیرتر از جوامع بسته شکل می گیرد. زیرا در جوامع سنتی، همه امور واضح و مشخص هستند و پیچیدگی خاصی وجود ندارد . به ویژه هویت دختران در این جوامع، زودتر از جوامع صنعتی شکل می گیرد.
از طرف دیگر، گرچه ادامه تحصیل و فراگیری علم و دانش می تواند پاسخی برای سئوالات نوجوان در زمینه شکل گیری هویت ارائه نماید، اما از طرف دیگر، طول مدت نوجوانی را طولانی تر می کند زیرا فرد از نظر اقتصادی وابسته به خانواده است و وابستگی اقتصادی موجب وابستگی های دیگر می شود.
▪ درمان مشکلات هویت نوجوان
به منظور درمان مشکلات هویت ابتدا باید به شناخت زمینه های مشکل و نوع مشکل پرداخت. به عبارت دیگر باید دید نوجوان در پاسخ به کدام یک از سئوالات هویت خود دچار مشکل شده، تا آنها را شناسایی و برطرف کنیم. یعنی برای درمان مشکلات بحران هویت باید ابتدا زمینه بحران، وهله آن و سن نوجوان مشخص شود و سپس بر اساس این اطلاعات، اقدامات درمانی لازم انجام شود. پس از برطرف شدن مشکلات، روند شکل گیری هویت ادامه پیدا می کند.
● بلوغ زودرس و دیررس
عوامل مختلفی چون عوامل ارثی ، ساختمان بدنی ، نوع تغذیه ، مسائل فرهنگی از عواملی هستند که در بروز بلوغ زودرس و دیررس دخیل هستند. بلوغ چه به صورت زودرس اتفاق بیافتد و چه با تاخیر همراه باشد، نگرانیها و مشکلاتی را برای نوجوان به همراه خواهد داشت. هرچند عواقب آن هم برای دختر و هم برای پسر وجود دارد، اما بلوغ زودرس اغلب برای دختران و بلوغ دیررس برای پسران مشکل آفرین تر است (تاثیر بلوغ در رفتار نوجوانان).
● انحرافات اجتماعی
با اینکه در بروز انحرافات اجتماعی عوامل مختلفی دخالت دارند، اما شرائط ویژه دوران نوجوانی مثل تمایل به توجه طلبی و استقلال شخصی ، تمایل به عضویت در گروهها و ... باعث می شود که دوره مستعدی برای راه اندازی این انحرافات باشد. این انحرافات به صورت فرار از خانه ، انواع بزهکاری مثل دزدی ، اعتیاد و ... دییده می شود که اکثر این انحرافات در گروه اتفاق می افتد.
▪ انحرافات نوجوانان و جوانان
منظور از انحرافات ، رفتارهای مخالف عرف و قوانین مربوط به رابطه بزرگسالی است. یکی از زمینه های انحرافات، اغتشاش هویت است.
هویتی که در دوره کودکی خصوصاً از سن ٣ سالگی شروع به شکل گیری می کند. چنانچه در این دوره و دوره های بعدی، کودکی نتواند هویت خود را به خوبی مشخص نماید، یعنی والدین نیز به او کمک نکنند، ممکن است در دوره نوجوانی که توجه به مسائل بیشتر می شودو شخص بیداری پیدا می کند، هویت وی دستخوش اغتشاشات گردد و این نیز منجربه یکسری انحرافات در نوجوان می شود.
عوامل موثر در ایجاد انحرافات نوجوانان و جوانان عبارتند از :
۱) بیماری های جسمی ،اختلالات روانیو اختلالات شخصیت : که علت اصلی آن عوامل ژنتیکی است. نوجوانانی که دچار اختلالات روانی هستند ، اشکال در روابط خانوادگی، مبهم بودن روابط بین والدین و والدین منحرف می توانند نوجوان را دچار انحرافات بکند.
ناتواناییهای نوجوانان و جوانان، اضطراب، افسردگی ،اعتیاد به مواد مخدر، مشکلات تحصیلی، ناکامیها و محرومیتها نیز ممکن است در ایجاد انحرافات تأثیر بگذارند. عدم شکل گیری هویت در نوجوان، ممکن است منجربه این مسئله در فرد گردد که نتواند نقش خود را در دوره نوجوانی و جوانی به خوبی ایفا کند.
بنابراین توصیه بسیار مهم به والدین و معلمین این است که حداکثر تلاش خود را بر ارائه آموزشهای لازم در زمینه هویت و ایفای نقش به دانش آموزان بکنند. بهتر است که این آموزشها پیش از نوجوانی ارائه شوند تا هنگام بیداری در دوره نوجوانی، اطلاعات لازم در زمینه مسائل خود و جنس مخالف را داشته و دچار سردرگمی نشود.
۲) شکل گیری نامناسب هویت ، اشکال در ایجاد هویت شخصی و حرفه ای : هویتی که در دوره کودکی و نوجوانی شکل می گیرد می تواند بر هویت شخصی و حرفه ای فرد نیز تأثیر بگذارد و انحرافات را در وی به وجود آورد .
۳)رفتارهای نادرست والدین با یکدیگر و نوجوان: گاهی اوقات والدین از نظر اخلاقی نمی توانند اصول اخلاقی را رعایت کنند، صحبتهای مناسبی بر زبان نمی آورند و کودک به مرور عادت به شنیدن سخنان منافی عفت می کند.
۴)عوامل نامساعد فرهنگی – اجتماعی – محیطی .
۵) ناکامی های ناشی از محیط زندگی و جامعه: که این مسئله را می توان در زمینه های اقتصادی – اجتماعی – شغلی – روابط با والدین و دیگران و ناکامیهای تحصیلی خلاصه کرد .
۶) نقص تربیت اولیه: یعنی والدین نمی توانند اطلاعات و تربیت کافی را هنگام شکل گیری هویت کودک ارائه دهند.
▪ نشانگان انحرافات
انحرافات دارای نشانه های زیر می باشد: گوشه گیری و انزوا طلبی، کاهش اعتماد به نفس نوجوانانی که دارای اعتماد به نفس کمی هستند، خجالتی و گوشه گیر هستند بیشتر از سایرین دچار انحرافات مثل خود ارضایی می شوند. باید زمینه هایی را فراهم کنیم که آنها بتوانند با اعتماد به نفس بیشتر ، در زمینه های تحصیلی موفق شوند و کمتر دچار ناکامی شوند.
▪ پیشگیری از انحرافات
به منظور پیشگیری می بایستی قبل از دوره نو جوانی آموزشهای لازم به آنها ارائه شود، رفتار آنها تحت کنترل غیر مستقیم باشد. چنانچه رفتارها و معاشرتهای مشکوکی در نوجوان دیدید آنها را تحت نظر بگیرید و از رفتارهای ناپسند منع کنید، در صورت بیان عذر و بهانه های مختلف نباید آنها را قبول کرد.
● رشد اجتماعی
یعنی به سطحی از مهارتها در روابط اجتماعی دست یافته باشیم که بتوانیم با مردم به راحتی زندگی کنیم و سازگاری داشته باشیم .
▪ معیار اندازه گیری رشد اجتماعی
معیار اندازه گیری رشد اجتماعی هر کس میزان سازگاری او با دیگران است این دیگران شامل افراد خانواده ، معلمان ، دوستان ، و بستگان گرفته تا افراد محیط اطراف شما حتی کسانی که برای اولین بار با آنها برخورد می کنید می شود.
رشد اجتماعی نه تنها در سازگاری با اطرافیان موثر است بلکه بعدها در میزان موفقیت شغلی و پیشرفت اجتماعی تان نیز موثر است . از راه مبادله عواطف و احترام با دیگران است که رضایت بدست می آید همینطور احساس مفید بودن و خوشبختی .
▪ چرا رشد اجتماعی ضروری است
برای اینکه انسان موجودی است اجتماعی و ادامه زندگی بصورت انفرادی برای او تقریبا غیر ممکن است انسان به محض تولد و با دریافت اولین احساس در رابطه با دیگران قرار می گیرد .
راه بدست آوردن رشد اجتماعی : رفتار اجتماعی مناسب فقط از راه یادگیری آموخته می شود و با تمرین و تکرار عادت می شود در این روند بیشتر از همه به کوشش و خواست خود فرد بستگی دارد . اما عواملی چون پدر و مادر ، خانواده ، معلم ، دوستان ، حتی مطالبی که می خوانیم و فیلمهایی که می بینیم در آن تاثیر دارند .
▪ اهمیت رشد اجتماعی
اهمیت رشد اجتماعی در این است که آنچه که دیگران در باره ما می اندیشند مهم است . در بیشتر موارد فعالیت ما با این هدف است که تصویب و تائید دیگران را بدست آوریم و سازگاری اجتماعی تا حد قابل توجهی بستگی به این دارد که دیگران فکر می کنند « ما چگونه آدمی هستیم »
▪ چگونه می توان به رشد اجتماعی رسید
اگر رشد نایافتگی را بررسی کنیم می بینیم کودک خردسال وابسته است برای همه چیز ، عموما و کلا خودخواه است ، میزان توجه اش به خواست دیگران صفر است ، به حقوق خود قانع نیست ، تمرکز فکر ندارد و هر لحضه به چیز خاصی مشغول است ، ( ثبات ندارد ) . ارتباط کودکان با واقعیت کم است و تخیلی هستند ، به محرکهای آنی توجه دارند و لحضه بعد را نمی اندیشند ، اینها همگی علایم رشد نایافتگی هستند و هر چه فرد رشد کند از اینها فاصله گرفته و در جهت مقابل قرار می گیرد .
▪ آموزش زندگی اجتماعی
بیشتر کودکان زندگی اجتماعی را غیر مستقیم می آموزند مثلا می آموزند که اگر فلان رفتار را داشته باشند تحسین می شوند و از آنجا می فهمند که آن رفتار درست است و بر عکس سرزنش و مجازات والدین برای کودک چنین معنی می دهد که از او اشتباهی سرزده ، البته فرصت یادگیری مقررات اجتماعی برای همه کودکان یکسان نیست.
نوجوانی مهم ترین دوره زندگی
نوجوانی از دوره های بسیار مهم زندگی است در
این دوره تغییرات جسمی و عاطفی بسیاری در نوجوان روی می دهد. نوجوان دیگر
نه کودک است و نه بزرگ و همین حاللت بینابینی خود او را هم دچار نگرانی و
پریشانی می سازد. به همین دلیل نوجوانی را دوران بحران – برزخ و دوره
انتقالی هم می می گویند. ( انتقال از کودکی به بزرگسالی ) روان شناسان دوره
نوجوانی را دوره آشوب و استرس توصیف می کنند و تعارضات و استرسهای آن را
به دگرگونی جنسی نسبت می دهند.
در این دوره مشکلات زیادی برای نوجوانان
پیش می آید که اگر به آنها به موقع توجه نکنیم ناراحتی و دردسرهای بسیاری
هم برای آنان و هم برای دیگران بوجود خواهد آمد. برای پیشگیری از مشکلات و
خلافکاریهای نوجوانان بهتر است ضمن شناخت علت آنها، به توصیه های زیر توجه
کنیم:
1- برای اوقات
بیکاری فرزندان خود برنامه ریزی کنیم. بیکاری از مهمترین علت های خلافکاری
نوجوانان است. نوجوان سرشار از نیرو و توان است و به حرکت و فعالیت نیاز
دارد و نمی تواند بیکار بماند. به همین سبب در فصل تابستان که مدارس تعطیل
می شود مشکلات بچه ها بیشتر می گردد. ما باید نه فقط برای اوقات
بیکاری،بلکه برای همه زندگی فرزند خود برنامه ریزی کنیم. این برنامه باید
طوری باشد که آنها فرصت درس خواندن،بازی کردن و استراحت کافی داشته باشند.
2- خصوصیتهای دوران نوجوانی را بشناسیم.
برای اینکه بتوانیم به فرزند خود در گذار از دوران دشوار نوجوانی کمک کنیم،
باید خود ما از این دوره شناخت کافی داشته باشیم. اگر ما به تغییرات جسمی و
عاطفی، نیازها و چگونگی رفتار نوجوان آگاه نباشیم چطور می توانیم برخورد
خوبی با او داشته باشیم و به او در حل مشکلات کمک کنیم؟
3- به نوجوانان اطلاعات مناسب و کافی
بدهیم. همانطور که خود ما باید با مشخصات دوران نوجوانی آشنا باشیم، نوجوان
هم باید از تغییرات جسمی عاطفی و نیازهای خود اطلاعات کافی و به موقع
داشته باشد. در غیر اینصورت یا دچار اضطراب و نگرانی می شود و با این
اطلاعات را از کسانی که برای این کار مناسب نیستند به شکل نادرست و گمراه
کننده به دست می آورد.
نوجوان به آزادی همراه با آگاهی نیاز دارد نه به محدودیت
4-
دوستان نوجوان خود را بشناسیم. کودکان وقتی بزرگ می شوند و به مدرسه می
روند به خصوص زمانی که به سن نوجوانی می رسند، بیشتر از دوستان خود تقلید
می کنند. نوجوان بسیار آسیب پذیر است و اگر دوستان او رفتارهای خوبی نداشته
باشند به راحتی می توانند او را به بدآموزی و خلافکاری بکشانند.
5- محیط خانواده را برای نوجوانان امن و راحت سازیم.
خانواده
نقش مهمی در تربیت کودکان دارد و برای نوجوان تکیه گاهی است که می تواند
به کمک آن مشکلات خود را حل کند. اختلافات پدر و مادر و برخوردهای نامناسب
آنها با یکدیگر و با فرزندان، محیط خانه را ناآرام و ناسالم می سازد.
نوجوانی که در چنین محیطی به سر می برد به ناچار تکیه گاه خود را در خارج
از محیط خانواده جست و جو می کند و چون بسیار آسیب پذیر است ممکن است که با
خطرها و انحرافات زیادی روبه رو شود.
|
بدرفتاری با کودکان به سلامت جسمی و روانی آنان آسیب می رساند. |
|
6- با رفتار مناسب سلامت روانی نوجوان را تامین کنیم.
هیچ
چیز به اندازه رفتار خوب والدین با نوجوان در رشد و سلامت روانی او موثر
نیست. اگر ما به شخصیت نوجوان احترام بگذاریم. با او به خشونت رفتار نکنیم،
با وی مهربان و صمیمی باشیم، به او اعتماد کنیم و بگذاریم به ما اعتماد
داشته باشد می توانیم مطمئن باشیم که ریشه های انحراف و خلافکاری را در
نوجوان خود از بین برده ایم.
7- بین آزادی نوجوان و مراقبت از او تعادل ایجاد کنیم.
نوجوان
بزرگ شده است و به آزادی نیاز دارد. اما چون آسیب پذیر است و در بسیاری از
موارد به جای عقل و منطق از احساسات خود پیروی می کند، به مراقبت مناسب هم
احتیاج دارد، اگر بتوانیم در دادن آزادی به نوجوان و مراقبت از او زیاده
روی نکنیم و اندازه نگه داریم و به هر دو نیاز او جواب مثبت داده ایم و از
خطرهایی که آزادی زیاد و مراقبت شدید ایجاد می کنند، پیشگیری کرده ایم،با
توجه به نکات بالا می توانیم به فرزندان خود در گذار از دوره سخت و دشوار
نوجوانی یاری رسانیم و پایه ای محکم برای زندگی آینده آنان پی ریزی کنیم.
بخاطر داشته باشیم که زندگی سالم در گرو نوجوانی سالم است .
از نظر روانشناسان، دوره نوجوانی از سن 12 تا 18 سالگی میباشد. البته در اذهان عمومی سنین 12 تا 15 سالگی دوره راهنمایی تحصیل مطرح است. براساس تحقیقات موجود میانگین سن بلوغ برای دختران 5/12 تا 5/14 سالگی و برای پسران 14 تا 15 سالگی میباشد. البته عواملی از قبیل وراثت، خانواده، وضعیت جسمانی، آب و هوا، تغذیه، فرهنگها، حتی بهره هوشی در زودرسی بلوغ موثر هستند. مهمترین وظیفه مربیان در تعلیم و تربیت، شناخت خصایص و ویژگیهای نوجوانان در دوران مذکور میباشد.
وزن به سرعت افزایش مییابد، تغییرات بدنی و فیزویولوژیک کاملا آشکار و محسوس میشود، در نتیجه ظهور تغییرات بدنی و فیزیولوژیک، اضطراب حرکتی پیدا میشود، اشتهای غذایی زیاد در نوجوان پیدا میشود، خصایص جنسی به سرعت رشد و نمو میکنند و دختران حدود دو سال زودتر از پسران علائم بلوغ نشان میدهند، گاهی برای مدتی کیفیت کار غدد نامتعادل میشود، رشد و نمو استخوان بندی تقریباً کامل میشود و بلندی قد و قامت به حداکثر میرسد، هماهنگی عضلانی بهتر میشود، قلب در آغاز نوجوانی به سرعت رشد میکند.
نوجوان آرمانها و ایدهآلهای عالی را دنبال میکند و دارای هدفهای شخصی و اجتماعی میشود، قدرت تشخیص و تمیز در نوجوان افزایش مییابد، به موضوعها و مسائل اخلاقی، فلسفی و دینی علاقهمند میشود و در بعضی از نوجوانان یک نوع شک دینی پیدا میشود، نوجوان گاهی با والدینش به مجادله و مناقشه میپردازد و نمیخواهد عقاید آنها را بپذیرد، ذهن نوجوان به علت مشکلات روانی، که از خصایص طبیعی این مرحله میباشد، همیشه مشغول است و نمیتواند راه حل روشنی برای آنها پیدا کند، نوجوان بیشتر در جهان تخیل زندگی میکند، استعدادهای خاص هنری ظاهر میشوند، نوجوان کارهایی را شروع میکند ولی همیشه آنها را تا پایان ادامه نمیدهد و ناتمام میگذارد، رغبتهای شغلی در نوجوان ظاهر میشوند و او به تشخیص و انتخاب بین مشاغل گوناگون میاندیشد و با همگنانش مشورت میکند، دایره شناخت و تجارب نوجوان افزایش مییابد.
نوجوان به جاذب و جالب بودن وضع ظاهریش بسیار علاقهمند است، بی ثباتی عاطفی دارد و خود را (همه چیز دان) یا به اصطلاح (علامه دهر) میپندارد، تغییرات ظاهری بدنی و فیزیولوژیک، موجب احساس شرم در نوجوان میشود، از مورد استهزای دوستان قرار گرفتن نگران است و میترسد، برای استقلال و اتکای به خود میکوشد، به مطالعه و گوش کردن به رادیو و تماشای فیلم تمایل بیشتری دارد، به افرادی که او را دوست دارند و احترام میگذارند بیشتر اظهار علاقه میکند، تقریبا از همه چیز انتقاد میکند، هر گونه توهین و سرزنش باعث ناراحتیهای عاطفی نوجوان میشود، نوجوان به سرعت متأثر میشود و برای اظهار تاثرش به کارهایی اقدام میکند، لیکن بزودی پشیمان میشود و در صحت کارها یا اقدامهایش تردید میکند و به سرزنش خویشتن میپردازد، وقتی عصبانی و خشمگین میشود در گوشهای مینشیند و به گفتگوی درونی و گاهی گریه متوسل میشود.
قهرمان پرور است و با یک نفر بزرگسال که بیشتر مورد تمجید و ستایش مردم است، همانندسازی میکند، به پذیرفته شدن در گروههای اجتماعی بسیار علاقهمند است، به مستقل شدن از خانوادهاش تمایل نشان میدهد و این نخستین گام او برای زندگی بزرگسالی است، به پذیرش مسئولیت گروهی و شرکت در فعالیتهای جمعی واکنش مساعد نشان میدهد، نوجوان میکوشد مقام منزلت خاصی بین دوستان و همسالانش کسب کند، رفتار و خصایل اجتماعی او ظاهر میشوند، علیه بعضی از آداب و رسوم اجتماعی قیام میکند و از این کارش لذت میبرد، دوست دارد که بیشتر اوقات خود را با همسالانش بگذارند.
نیاز به محبت (از طرف اطرافیان). 2- نیاز به تعلق خاطر (به گروهها). 3- نیاز به موفقیت (در زندگی و تحصیل). 4- نیاز به پذیرفته شدن (احساس ارزشمندی).
اول مشکلات بدنی شامل: احساس خستگی، عدم تناسب اندام، محرومیت از خواب، ظهور تمایلات جنسی و چگونگی ارضای آن.
دوم مشکلات شخصیتی شامل: احساس حقارت و کمرویی، عصابنیت فوری، نگرانی از عدم پذیرفتگی، هیجان افراطی.
سوم مشکلات خانوادگی شامل: احساس تنهایی، مشاجره با اعضای خانواده، محدودیت آزادی، احساس فاصله زیاد با والدین و فقدان افراد صمیمی برای بازگو کردن مشکلات.
چهارم مشکلات اجتماعی شامل: ترس از قبول مسئولیت، ترس از همانند سازی، احساس نگرانی از عدم موفقیت، ناشیگری در برقراری روابط اجتماعی.
پنجم مشکلات دینی و اخلاقی شامل: ترس از مرگ، تردید در اعتقادات دینی، علاقهمندی به کسب اطلاعات دینی، نداشتن معیار صحیح برای الگوبرداری.
ششم مشکلات مدرسهای شامل: ترس از سرزنش و تنبیه معلمان، ناتوانی در تمرکز حواس، ترس از امتحان، تنفر از بعضی از معلمان و دروس.
هفتم مشکلات انتخاب شغل شامل: نگرانی از موفقیت اینده شغلی، ناتوانی در تشخیص شغل مناسب، نگرانی از درآمد برای زندگی آتی.
توجه به چند نکته در حل مشکلات نوجوانان:
مسئله نوجوانان یک مسئله ریاضی نیست که با یک فرمول حل شود.
طرح مسئله نوجوانان نباید طوری وانمود شود که احساس کنند یک بیماری وحشتناک و خطرناک دارند.
نخستین مسئول حل مسئله خود نوجوان است. وظیفه والدین و معلمان راهنمایی و هدآیت اوست.
وظایف آموزش و پرورش(با عنآیت به تفکیک جنسیت:)
برنامهریزی آموزشی و تربیتی متناسب با ویژگیهای بدنی، عاطفی، شناختی و اجتماعی نوجوان دختر و پسر.
ایجاد زمینههای مساعد تعامل با خانوادهها با آموزش اولیا (مادران و پدران.)
غنیسازی اوقات فراغت نوجوانان با عنآیت به استعداد و علاقه دختران و پسران.
توسعه فعالیتهای پژوهشی و تحقیقات در مدارس متناسب با ظرفیتهای فکری و ... دختران و پسران.
عوامل موثر در ایجاد مشکل در نوجوانی و جوانی و اوقات فراغت
عوامل موثر در ایجاد مشکل در نوجوانی و جوانی عبارتند از عوامل زیستی، محیطی و روانی.
عوامل زیستی موثر در ایجاد مشکلات نوجوانان و جوانان به دو دسته تقسیم میشود:
بلوغ جسمی و جنسی که در اثر ترشح هورمونهای مختلف در نوجوانان صورت میگیرد.
بیماریها.
عوامل محیطی موثر در ایجاد مشکلات در نوجوانان و جوانان به 3 دسته تقسیم میشود:
محل زندگی یا خانه و مدرسه:
عدم تفاهم، ناهماهنگی فکری و ناهماهنگی ارزشها.
مسائل فرهنگی- اجتماعی- اخلاقی و دینی:
اختلاف سطح فرهنگی بین والدین و فرزندان، نداشتن اعتقادات مشخص دینی، عدم شکلگیری مناسب ارزشها و باورها.
دوستان:
رفتار دوستان، روابط با دوستان.
عوامل روانی موثر در ایجاد مشکلات شامل درونی و بیرونی فرد میباشد.
اختلاف ذهنی (ممکن است نوجوان از نظر هوشی، توانایی درک مسائل را نداشته و یا مسائل را در نظر خود بزرگ جلوه دهد و یا توانایی تفکیک مسائل را از یکدیگر نداشته باشد و یا فاقد تجربه و مهارتهای لازم برای رفع مشکلات خویش باشد).
عدم دسترسی به اطلاعات کافی در زمینههای مختلف فرهنگی- اجتماعی- اقتصادی- سیاسی و اخلاقی، که موجب میگردد که فرد قادر به حل مسائل خود به طریقه مناسب نباشد.
نداشتن آگاهی لازم جهت تشخیص مشکلات.
عدم شناخت شخصیت خود: گاهی اوقات نوجوان شناخت کافی از خود ندارد.
عدم شناخت راههای برخورد با مشکلات و ارائه راه حلها: نوجوان باید بداند که در برخورد با مشکلات، چگونه آنها را درجهبندی کرده و برای هر کدام راه حل مناسب پیدا کند. اختلالات شخصیت نوجوانی از قبیل رفتارهای هیجانی و ضد اجتماعی.
بنابراین در دوران نوجوانی، والدین و مربیان میبایستی تلاش نمایند تا اطلاعات و دانستنیهای کافی و منابع مناسبی را در اختیار نوجوانان قرار دهند و با افزایش سطح دانش و آگاهی نوجوان قدرت و تجزیه و تحلیل مسائل در وی افزوده خواهد داشت و بالا رفتن توانمندیهای آنها سبب خواهد شد که آنها کمتر دچار مشکلات گردند.
مشاهده مستقیم: با تحت نظر داشتن رفتارهای فرد میتوان به مشکلات وی پی برد.
مصاحبه تخصصی: که توسط روانشناس انجام میشود.
اجرای پرسشنامه: با تهیه پرسشنامه و اجرا آنها میتوان مشکلات جوانان را در آموزشگاه، جامعه و خانواده بررسی نمود.
مصاحبه با والدین.
مطالعه موردی.
سرگذشت نگاری یا تحلیل یادداشتها و دفترچه خاطرات فرد.
مشکلات آموزشی دانش آموزان | ||
| ||
دانش آموزان بنا بر ضرورت نیازهای درونی و فطری خویش به
دنبال کسب دانش و آگاهی هستند، بنابراین به صورت طبیعی به تحصیل علاقه
مندند. اغلب دانش آموزان در حال تحصیل در مدارس، از بهره هوشی لازم برای
انجام تحصیل در مقطع مربوط به خود برخوردارند و به گفته بنیامین بلوم اغلب
دانش آموزان قادر به کسب اهداف آموزشی هستند و تنها زمان یادگیری برای آنها
متفاوت است. آسیب های روانی اجتماعی احساس نیاز به امنیت ، الفت ،محبت ، همراهی و همدردی از جمله مسایل سرشتی و فطری انسان است . نخستین مرجعی که بطور عمیق و ریشه دار ، طبیعی و سالم جوابگوی نیازهای مذکور است ، کانون مصفای خانواده است . خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی و نخستین پرورشگاه شخصیت های انسانی ، از دیر باز مورد توجه پژوهشگران ، اعم از جامعه شناسان ، روانشناسان و متخصصان تعیلم و تربیت قرار داشته است . رویکرد نظریه پردازان به مسئله تاثیر محیط و عوامل محیطی بر پرورش و رشد قوا و استعدادهای انسان و اهمیت این عوامل در دوران کودکی ، مسئله آموزش والدین را به عنوان یک راه و روش کار مطرح ساخت . مدارس بعنوان دومین واحد متشکل مکان مناسبی برای بررسی و تنظیم برنامه های متناسب جهت آموزش والدین هستند . نخستین کوششها جهت آموزش والدین از مدارس آغاز شده و هم اینک نیز عمده برنامه برنامه های آموزشی والدین در همین مکانها و با کمک و مساعدت مربیان مدارس و اساتید دانشگاهها صورت می گیرد . در اینجا این سئوال مطرح است که آیا آموزش والدین طی این جند سال که از عمرش می گذرد مفید بوده است ؟ به اظهار متصدیان و برنامه ریزان ، برنامه های آموزش خانواده در مدارس ، آنطور که باید و شاید نتوانسته است به هدف خود برسد و محتاج بررسی و پژوهش عمیقتر و بیشتری است . پیشنهاد شده است ، آموزش پدران نیز مدنظر قرار گیرد ، برنامه های تعلیماتی رادیو و تلویزیون نیز فعال شود ، مدرسین کلاسهای آموزش خانواده از بحثهای تکراری خودداری نمایند و بیشتر به مباحث کاربردی پرداخته و از نمایش فیلم نیز بهره گیرند ، از تعویض استاد در هر جلسه خودداری شود ، قبل از برگزاری آموزش خانواده پیش آزمون از والدین بعمل آید ، تا بر آن اساس کار آموزش شروع شود ، تهیه جزوه و کتابهای کم حجم آموزش خانواده برای والدینی که نمی توانند حضور فیزیکی داشته باشند .
در او ایجاد وحشت نماید و یا او را به لحاظ رفتارهایش دائم باز خواست ننمائیم بلکه نوجوان بایستی همواره در حالت خوف و رجاء باشد.
3- ایفای نقش راهنمایی بجای دستوری: در برخورد با مسائل نوجوان بهتر است از خودش کمک بگیریم یعنی این واقعیت را بداند که نخستین مسئول حلّ مشکل او، خودش است و برای حل آن باید اقدام نماید و ما والدین فقط وظیفه ی راهنمایی او را داریم که از عواقب تصمیم خودش مطلع شود. 4- آموزش: مهمترین دلیل ترس و اضطراب از هر موضوعی جهل و ناآگاهی نسبت به آن موضوع میباشد که ضروری است برای کاهش ترس و اضطرابهای نوجوانی آموزشهای لازم در مورد بلوغ، دوستیابی، حل مساله، گذراندن اوقات فراغت، برنامهریزی درسی و مواردی از این قبیل به نوجوان آموزش داده شود. 5- برقراری رابطه دوستانه و عاقلانه: ما والدین با مراقبت دوستانه و عاقلانه خود احساس ایمنی و اطمینان را در وجود نوجوان ایجاد میکنیم. 6- اعتماد سازی: باید بیاموزیم که چگونه حس اعتماد نوجوان را نسبت به خودمان جلب و جذب کنیم، چنانچه اعتماد میان نوجوان و والدین کمرنگ شود او برای حل مسائل خود به دیگران مراجعه میکند. 7- ارتباط کلامی مقدمه ارتباط عاطفی: ما والدین با تنظیم ساعات کار خود و بسترسازی مناسب در منزل بایستی فرصت کافی برای «ارتباطهای کلامی» با اعضای خانواده به ویژه نوجوان را فراهم آوریم چرا که ارتباط کلامی خود مقدمه «ارتباط عاطفی» است که نوجوان سخت به آن نیازمند است. 8- تاکید بر محبت و پرهیز از خشونت: ارتباط با نوجوان اگر بر اساس عشق و علاقه و صمیمیت استوار باشد اعتماد به نفس را در او تامین و تضمین مینماید و اگر بافشار و خشونت همراه باشد ممکن است موجب اختلال عصبی و دشواریهای روانی در او شود. 9- الگوهای رفتاری والدین: نوجوان علاقمند است که والدین دارای شخصیتی مستحکم و با ثبات و پایدار باشند چون به اتکاء شخصیت و همانند سازی آنان نیازمند است و توجه والدین به الگوهای رفتاری خود مورد تاکید است. 10- پرهیز از مناقشات خانوادگی: خانه بایستی محل آرامش و امن و مستحکمی برای اعضاء خانواده به ویژه نوجوان باشد و مناقشات و جرو بحثها و دعواهای علنی والدین به آن لطمه نزند و بهانه گریز نوجوان از خانواده را فراهم نیاورد. 11- گوش دادن: با نوجوان صحبت کنیم و به سخنان او با علاقه گوش فرا دهیم و بدانیم که خوب گوش کردن به حرفهای نوجوان رمز ارتباط موثر با اوست. 12- تکیه بر نقاط قوت: با مشاهده ی برخی ضعفها، نوجوان را تحقیر و سرزنش و یا با دیگران مقایسهاش نکنیم بلکه بیشتر سعی نمائیم برای از بین بردن ضعفهایش قوتش را تجلی بخشیم. 13- انتظار به اندازه: با کسب شناخت همه جانبه از نوجوان به اندازه ی توان و ظرفیت وجودیش از وی انتظار داشته باشیم. 14- اجازه خطا کردن به نوجوان بدهیم: نوجوان بایستی بیاموزد که از مشکلات گریزان نباشد بلکه برای حل مشکلاتش به دنبال کشف راه حل باشد و این زمانی است که اجازه خطا کردن را به او بدهیم تا از خطا کردن احساس گناه نکند و بتواند فرصت یافتن راه حل را بیابد. 15- مشورت با نوجوان: نوجوان در اندیشه ی مستقل شدن است بنابراین نبایستی عقاید خود را بر او تحمیل کنیم بلکه بایستی او را تحمل کرد و با مشورت گرفتن از او در امور خانه در کسب استقلال یاریش کنیم. 16- فعال بودن نقش پدر در تربیت نوجوان: همانگونه که «مادر» نخستین گذرگاه کودک و نوجوان به زندگی اجتماعی است آنچه که بسیار مورد نیاز یک نوجوان است وجود «پدری» است که خانواه بتواند بر او تکیه کند. «پدری» که گرم، مهربان و پرشور باشد. 17- پذیرش بدون قید و شرط نوجوان: نوجوان را همانطور که نشان میدهد بپذیریم نه آنطور که در رویا و تخیل خود تصور میکنیم و بدانیم اگر نوجوان در خانواده مورد احترام قرار گیرد، یاد میگیرد خودش را آنطور که هست بپذیرد. منابع و مآخذ: شعاری نژاد، علی اکبر، نقش فعالیتهای فوق در تربیت نوجوانان، انتشار اطلاعات. نوابی نژاد، شکوه، سه گفتار درباره راهنمایی و تربیت فرزندان، انتشارات انجمن اولیاو مربیان. کاردان، علی محمد، مراحل تربیت، انتشارات دانشگاه تهران. لطف آبادی، روانشناسی درمان بلوغ، انتشارات سازمان ملی جوانان. http://www.ebtekarnews.com/Ebtekar/News.aspx?NID=6927 |